ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
32
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مناسبت ، شيطان أو نسبت به شيطان ديگرى كه انسان را به گناه كبيره مىكشاند كوچك است ، وأو خود نيز به جهت اين كه چنين وسوسه وفريبى را پيروى كرده دشمن كوچك خود محسوب مىشود . بعضي گويند : علت تصغير آن ، حقير شمردن عمل اوست زيرا كه از روى جهل وناآگاهى در پى اين كار رفته است . علت اين كه امام عاصم بن زياد را از اين رويّه بازداشته ، اين است كه ترك دنيايش واقعي وبه راهنمايى عقل نبوده است ، بلكه هواي نفس با مشاركت عقل وى را بر اين عمل واداشته است ، ولازمهء چنين ترك دنيائى معطل ماندن بسيارى از حقوق واجب شرعي است . ( 49807 - 49798 ) لقد استهام بك الخبيت امام ( ع ) در اين جمله به نخستين مطلب فوق اشاره فرموده است كه : اين روش با هدايت كامل عقل نبوده ، بلكه با شركت شيطان صورت گرفته است ، وبا جمله : اما رحمت أهلك وولدك حقوقى را كه به دنبال چنين رفتارى ضايع مىشود كه حقوق خانواده وفرزندان باشد ، بيان فرموده است . ( 49824 - 49808 ) أترى اللَّه . . . ذلك ، حضرت با بيان اين جمله عاصم را بر چنين زهد نمايى توبيخ وسرزنش فرموده ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ « 1 » » خلاصه اين كه ترك دنيا به عنوان كلّى مطلوب شارع نيست زيرا اسلام هستى جهان را در پرتو نظمى مىداند كه با تشريك مساعي افراد انسان در آباد كردن دنيا وانجام دادن كارهاى نيك برقرار مىباشد ، در صورتي كه ترك دنيا ومهمل گذاشتن آن اين نظم را كه باعث بقاى عالم هستى است از بين برده وبا آن
--> ( 1 ) سوره أعراف ( 7 ) آية ( 31 ) يعنى : بگو ، چه كسى زينت الهى را كه براي بندگان خود آفريده حرام كرده ، واز صرف روزى حلال وپاكيزه منع فرموده است .